آذر ۱۷ ۱۳۸۸
با سلام
به علت درخواست کاربران گرامی، منابع آزمون کارشناسی ارشد فلسفه و کلام اسلامی به ممراه توضیحات و راهنمایی های مفید برای داوطلبان گرامی در سایت قرار گرفت.
برای مشاهده بر روی لینک زیر کلیک کنید
منابع کارشناسی ارشد فلسفه و کلام اسلامی
به امید موفقیت
Read More...
آذر ۹ ۱۳۸۸
مشّائین در علم تفصیلی قبل از ایجاد قائل به صور مرتسمه هستند. نفس صور مرتسمه منشأ صدور معلول میشود. حاجی در این غرر استدلال مشّائین بر این صور مرتسمه را بیان و ردّ میکند.
استدلال مشّائین بر این صور مرتسمه که شیخ در اشارات بطور مفصّل تر بیان کرده است این است:
اگر خداوند قبل از ایجاد، علم به اشیاء دارد، این علم از چند صورت خارج نیست. اشیائی که در ازل برای حقتعالی معلومند، یکی از این حالتها را دارند:
یا لاشیء محضند (نه شیئیت وجودی و نه ماهوی).
یا شیئیت ماهوی دارند دون الوجود: ماهیتش یک نحوه ثبوتی دارد امّا وجود ندارد.
یا ...
Read More...
آذر ۵ ۱۳۸۸
گفتیم که بین مراتب علم، اعلی مرتبهی آن علم عقلی است. اینکه میگوییم حقتعالی عقل بسیط است از باب این است که لفظی برای بیان آن نداریم وگرنه علم عقلی که به خداوند نسبت داده میشود با علم عقلی ای که به ما نسبت داده میشود فرق دارد.
او در مقام ذات واجد تمام معقولات و معلومات است به نحو بسیط. این مطلب اشاره ای است به مسئلهی کثرت در وحدت، یعنی اینکه تمام کثرات که به طورت مفصل در عالم حضور دارند به نحو اجمال و بساطت در مقام ذات هستند. الوجود البسیط کل الأشیاء یعنی حقیقتی که تمام هویت ...
Read More...
آذر ۳ ۱۳۸۸
بعد از اینکه مفهوم ازل روشن شد به بحث علم حقتعالی برمیگردیم. بحث این بود که حکمای حکمت متعالیه میفرمایند علم خداوند علم اجمالی است در عین کشف تفصیلی. یعنی در مقام ذات علم اجمالی به موجودات دارد و این علم اجمالی در عین انکشاف تفصیلی از آنهاست و این همه در مرتبهی ذات است و قبل از ایجاد. بعد از ایجاد هم که بیان شد و اثبات شد که علم حقتعالی عین وجود خود آنهاست.
اما در مورد علم اجمالی در عین کشف تفصیلی قبل از ایجاد:
دو مقام را ذکر میکنند. یکی مقام کثرت در وحدت و دیگری وحدت در ...
Read More...
آذر ۱ ۱۳۸۸
مطلبی که در بحث امور عامه بخش حدوث و قدم مطرح میشود اصطلاحات مربوط به نسبت موجودات به همدیگر است.
نسبت متغیّر به متغیّر، زمان نامیده میشود. نسبت موجود ثابت به موجود متغیّر دهر نامیده شده و نسبت موجود ثابت به ثابت، سرمد نامیده میشود.
نکته: اینکه نسبت متغیّر به متغیّر، زمان است، این بیان بیان احکام زمان است نه تعریف آن.
اما تفصیل مطلب این است که زمان عبارت است از اندازهی حرکت. هر حرکتی اندازه ای دارد. برای تعیین اندازهی زمان ملاک هایی تعیین کردهاند. برای این کار از تطابق حرکتهای مختلف بر هم استفاده میشود. مثلا از آنجا که حرکت ...
Read More...
آذر ۱ ۱۳۸۸
غرر در اینکه علم خداوند به موجودات با عقل بسیط است و اضافهی اشراقی
در این بحث مطلب علم اجمالی در عین کشف تفصیلی را بیان میفرمایند.
برای این مطلب از این دو مقدمه استفاده میفرمایند
۱- خداوند بسیط الحقیقه است چون اگر کمالی را از او سلب کنیم مرکب میشود. ترکیب از سلب یک کمال و اثبات کمال دیگر
۲- حقیقت اشیا عبارت است از نحوهی وجودشان. این نحوه وجود از خداوند سلب نمیشود(البته بدون صفت کثرت)
بیان قائدهی بسیط الحقیقه
ماهیت عبارت بود از مفاهیمی که که خصوصیات مراتب وجود را بیان میکنند. همین مراتب وجودی که اینجا به نحو کثرت موجودند در ذات ...
Read More...
شهریور ۱۵ ۱۳۸۸
اوصیکم اخوانی بحفظ اوامر الله و ترک مناهیه و التوجه الی مولانا نورالانوار بالکلیه و ترک مالا یعنیکم من قول و فعل و قطع کل خاطر شیطانی
Read More...
خرداد ۲۲ ۱۳۸۸
در این غرر دو مطلب را میخواهد اثبات کند. یکی اینکه حقتعالی عالم است به اشیا در مرتبهی اشیاء و مطلب دوم اینکه عالم است به اشیا در مرتبهی ذات.
علم به اشیا در مرتبهی اشیا غیر از علم قبل از ایجاد است. چرا که علم قبل از ایجاد به این معناست که خود اشیا وجود ندارند اما علم بعد از ایجاد عین خود آنهاست.
در اینجا برهانی را از خواجه نصیر ذکر میکند بر اینکه علم خداوند به اشیا بعد از ایجاد آنها عین همان اشیاء است. خواجه نصیر در اشارات بعد از بیان نظر ابن سینا در مورد صور مرتسمه، ...
Read More...
خرداد ۸ ۱۳۸۸
شقّ دوّم اینکه برخی حضوری باشد و برخی حصولی. که این قول طالس ملطی است. بیان آن این است که عقل اوّل در حضور حقتعالی است و خداوند علم حضوری به عقل اوّل دارد. در عقل اوّل تمام صور اشیای مادون وجود دارد. پس یعنی اینکه خداوند به این واسطه به مادون علم دارد. پس علمش به عقل اوّل حضوری است و به مادون حصولی است. چون از راه صور حاصل در عقل اوّل این علم برای او حاصل شده است.امّا شعب علم متّصلاوّلین قولی که نقل میکنند قول مشّاء است که علم الهی را متّصل به ذات میداند منتهی ...
Read More...
اردیبهشت ۲۲ ۱۳۸۸
برهان اوّل: انسان حضور برای ذات خود دارد. حقتعالی مفیض این کمال است. معطی کمال فاقد کمال نمیتواند باشد پس نتیجه میگیریم که او عالم به ذات خود است. برهان دوّم (این برهان از مشّائین است): این برهان بر دو قضیه استوار است.قضیهی اوّل: کلّ مجرّدٍ عاقلٌ بذاتهقضیهی دوّم: کلُّ عاقلٍ مجرّدٌٌ. (در جای دیگری اثبات میشود)اگر قضیهی اوّل را بتوانیم اثبات کنیم، قضیه دوم هم بعدا اثبات خواهیم کرد پس نتیجه گرفته میشود که واجب الوجود عاقل به ذات خود است. اثبات قضیهی اوّل: هر موجودی امکان معقول واقع شدن را دارد. این امکان برای هر موجودی وجود دارد ...
Read More...