Archive for آوریل, 2008

برای خدا قدم برداشتن

گاهی انسان قصد دارد که از نقطه الف به نقطه ب برود و رسیدن به نقطه ب برای او هیجان انگیز و مهم است. گاهی این حرکت زمانی است مثلا کسی که دوست دارد زود تر به زمان فارغ التحصیلی برسد و گاهی مکانی مثل کسی که دوست دارد زود تر به خانه برسد و در این رسیدن هیجان و علاقه ی خاصی است. معمولا در این گونه حالت ها انسان دوست دارد هرچه زود تر این فاصله را طی کند. دوست دارد زمان زود تر حرکت کند و مکان زود تر پیموده شود. اما  در این بین غافل است از این حقیقت که این زمان خود بخش مهمی از زندگی و عمر او می باشد و دارای ارزش.
یک واقعیت تلخ در زندگی انسان های خاکی این است که همه زمان ها و مکان ها می گذرند چه آنهایی که به آن علاقه داریم و چه آنهایی که دوست داریم زود تر از آنها بگذریم. ایام هجران و وصل هر دو سریع می گذرند. و برای انسان همیشه این سوال خود نمایی می کند که چه کنم که زمان هایم ماندگار شوند و عبور هایم مفید باشند و مثل برگ پاییزی به زمین نریزند؟
زیبا ترین اکسیر دوام دهنده به لحظات و جاودانه کننده ی افعال و زمان ها و تنها اکسیر نگهدارنده ی خوبی ها همان قدم برداشتن برای خداست. یعنی اینکه درست در همان لحظه ای که چند قدم بیشتر تا جایی که باید یرسم باقی نمانده و شور و هیجان تمام وجودمان را فرا گرفته لحظه ای بایستیم، تصمیم بگیریم این چند قدم را برای خدا برداریم، نیت کنیم، هدف خدایی انتخاب کنیم، حتی اگر می توانیم وضویی بگیریم و بعد آرام و مطمئن با نگاهی به خدایی که همیشه مارا می نگرد قدم بزنیم یا بدویم تا به مقصد اما دویدنی که اینبار برای خداست!!! در این صورت خیالمان راحت است که این زمان نگذشته و نابود نشده و برای همیشه برای ما باقیست، نه مانند باقی ماندن خاطره ها بلکه همانند واقعی ترین باقی ماندن ها و ملموس ترین و محسوس ترین آنها .