مقصد سوم: الهیات بالمعنی الاخص مقدمه
مقصد سوم: الهیات بالمعنی الاخص
مقدمه
مقصد سوم منطبق است بر سفر دوم اسفار ملاصدرا. عرفا سیر سالک را در چهار سفر میدانستند و ملاصدرا مطابق با این چهار سفر عملی و شهودی عرفا، چهار سفر عقلی و نظری بیان کرد. چهار سفر عرفا عبارتند از:
سفر اول:انقطاع از توجه به کثرت تا شهود ذات در حد مقدور ممکن.در این سفر، کثرت را میبیند اما تقوم آن به ذات حقتعالی را مشاهده نمیکند.
سفر دوم: مشاهدهی تجلیات ذات و صفات حقتعالی
سفر سوم: تجلی فعلی یا ظهور حق در مقام فعل و نحوه صدور کثرت. در اینجا هم کثرت را مشاهده میکند اما تقوم به وحدت را هم میبیند. یعنی وحدت ظهور در کثرت دارد.
سفر چهارم: ولیّ کامل به دستگیری از ضعفا میپردازد و آنها را ارشاد میکند به طیَ مراحل سلوک. این کار اکثر پیامبران و امامان و اولیای کامل خدا میباشد.
مطابق با این چهار سفر عرفا، ملاصدرا هم اسفار را در چهار سفر عقلی پیاده کرد. این سفرها عبارتند از:
سفر اول: امور عامَه است. وجه شباهت آن با سفر اول عرفا این است که در هردو سالک میخواهد قطع تعلق کند از کثرت. دراینجا توجه ذهن خودش را از کثرت قطع میکند چون ذهن مادامی که در مرتبهی وهم و خیال است مدام کثرت سازی میکند و نمیتواند به مفاهیم عامَه دست یابد.
سفر دوم: شناخت ذات و صفات در حد مقدور عقل بشری
سفر سوم: مراتب تجلیات فعلی
سفر چهارم: بحث نفس و معاد
مقدمه
مقصد سوم منطبق است بر سفر دوم اسفار ملاصدرا. عرفا سیر سالک را در چهار سفر میدانستند و ملاصدرا مطابق با این چهار سفر عملی و شهودی عرفا، چهار سفر عقلی و نظری بیان کرد. چهار سفر عرفا عبارتند از:
سفر اول:انقطاع از توجه به کثرت تا شهود ذات در حد مقدور ممکن.در این سفر، کثرت را میبیند اما تقوم آن به ذات حقتعالی را مشاهده نمیکند.
سفر دوم: مشاهدهی تجلیات ذات و صفات حقتعالی
سفر سوم: تجلی فعلی یا ظهور حق در مقام فعل و نحوه صدور کثرت. در اینجا هم کثرت را مشاهده میکند اما تقوم به وحدت را هم میبیند. یعنی وحدت ظهور در کثرت دارد.
سفر چهارم: ولیّ کامل به دستگیری از ضعفا میپردازد و آنها را ارشاد میکند به طیَ مراحل سلوک. این کار اکثر پیامبران و امامان و اولیای کامل خدا میباشد.
مطابق با این چهار سفر عرفا، ملاصدرا هم اسفار را در چهار سفر عقلی پیاده کرد. این سفرها عبارتند از:
سفر اول: امور عامَه است. وجه شباهت آن با سفر اول عرفا این است که در هردو سالک میخواهد قطع تعلق کند از کثرت. دراینجا توجه ذهن خودش را از کثرت قطع میکند چون ذهن مادامی که در مرتبهی وهم و خیال است مدام کثرت سازی میکند و نمیتواند به مفاهیم عامَه دست یابد.
سفر دوم: شناخت ذات و صفات در حد مقدور عقل بشری
سفر سوم: مراتب تجلیات فعلی
سفر چهارم: بحث نفس و معاد
الهیات بالمعنی الاخص ظاهرا با الهیات بالمعنیالاعم تقابل دارد. وجه تسمیهی آن اختصاصش به بحث الهیات است. اما در اینکه چرا امور عامه را الهیات بالمعنیالاعم گفتهاند اقوالی وجود دارد که یکی از آنها این است که در امور عامه از مطالب و قواعدی بحث میشود که اختصاص به موجود مادی ندارد و مجرد است و از این جهت اختصاص پیدا می کند به مجردات
ffgh
با سلام
با تبادل لینک موافقم کد زیر کد وبلاگ من میباشد هر موقع گذاشتید در داخل وب سایتان من هم شما رو لینک میکنم به شرطی که خبرم کنید. یاعلی
.WFeedTitle{font-family:tahoma;font-size:8pt;color:#003399;text-decoration:none;font-weight:600}.WFeedTitle:hover{color:#ff4400;}
.WFeed{font-family:tahoma;font-size:9pt;color:#003399;text-decoration:none;}.WFeed:hover{color:#ff4400;}