اثبات وجود خدا !
ظاهرا در اینجا تناقضی وجود دارد. از یک طرف می گوییم که ذات خداوند قابل شناختن نیست و از طرف دیگر در کتب فلسفی بخش هایی را به اثبات ذات خداوند اختصاص میدهیم. راز این قضیه چیست؟
سر این قضیه در این است که ما از دو وجه برهان اثباتی و ثبوتی ارائه می کنیم. اثبات ذات خداوند به این معنا نیست که ما علل آن را کشف کرده ایم، چرا که او علتی ندارد و به این معنا نیست که ما به همه ی جوانب وجود حقتعالی احاطه پیدا کرده ایم بلکه به این معناست که ما همین شناختی که از خداوند داریم و کاملا وابسته به خود ماست و محدود است به محدودیت ما،این شناخت را چگونه بدست آورده ایم. در فلسفه به این مطلب مطلب لم اثبات می گویند در مقابل مطلب لم ثبوت. پس در اینجا لم اثبات داریم. یعنی سوال این است که تو چگونه و از چه راهی همین معرفت در حد خودت را درباره خداوند بدست آوردی؟
سر این قضیه در این است که ما از دو وجه برهان اثباتی و ثبوتی ارائه می کنیم. اثبات ذات خداوند به این معنا نیست که ما علل آن را کشف کرده ایم، چرا که او علتی ندارد و به این معنا نیست که ما به همه ی جوانب وجود حقتعالی احاطه پیدا کرده ایم بلکه به این معناست که ما همین شناختی که از خداوند داریم و کاملا وابسته به خود ماست و محدود است به محدودیت ما،این شناخت را چگونه بدست آورده ایم. در فلسفه به این مطلب مطلب لم اثبات می گویند در مقابل مطلب لم ثبوت. پس در اینجا لم اثبات داریم. یعنی سوال این است که تو چگونه و از چه راهی همین معرفت در حد خودت را درباره خداوند بدست آوردی؟