علم به غیر
بدست admin • ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ • دسته: الهیات بالمعنی الاخص٬ حکمت متعالیه٬ سبزواری٬ شرح منظومه٬ شرح منظومه استاد موسوی٬ یادداشت های کلاس شرح منظومهدر اینکه خداوند عالم به ذات خود است مشکلی نیست. مشکل، بیان عالم به غیر بودن خداوند، قبل از ایجاد موجودات است بدون اینکه ایجاد کثرت در ذات خداوند کند. علم به زید و علم به بکر مغایرند. این تغایر علوم چطور با بساطت ذات همخوانی دارد؟
برهان
دو مقدّمه:
۱٫ذات خداوند علّت ماعدا است.
۲٫علم به علّت یعنی علم به معلول.
ثابت شد که خداوند عالم به ذات خود است. پس علم به غیر هم دارد.
نکته: اینکه علم به علّت مقتضی یا همان علم به معلول است. منظور، علم به مفهوم علّت نیست بلکه علم به حیثیت علّیت است که یعنی عین تعلّق به معلول.
از باب مثال منجّم به خصوصیات نجوم علم دارد. پیش بینی کسوف میکند. این علم، یقینی است و درست هم هست. چون از ناحیهی علّت به معلول رسید. لمّی است. امّا اگر یقین ما از ناحیهی علّت نبود باز قابل تشکیک بود.
برهان
دو مقدّمه:
۱٫ذات خداوند علّت ماعدا است.
۲٫علم به علّت یعنی علم به معلول.
ثابت شد که خداوند عالم به ذات خود است. پس علم به غیر هم دارد.
نکته: اینکه علم به علّت مقتضی یا همان علم به معلول است. منظور، علم به مفهوم علّت نیست بلکه علم به حیثیت علّیت است که یعنی عین تعلّق به معلول.
از باب مثال منجّم به خصوصیات نجوم علم دارد. پیش بینی کسوف میکند. این علم، یقینی است و درست هم هست. چون از ناحیهی علّت به معلول رسید. لمّی است. امّا اگر یقین ما از ناحیهی علّت نبود باز قابل تشکیک بود.

admin
فرستادن نامه به این نویسنده | همهی نوشتههای admin
