فلسفه اسلامی ،‌ فلسفه و حکمت ، فلسفه مشاء، اشراق، حکمت متعالیه و یادداشت های حکمی

غرر در اثبات علم حقتعالی به غیر

This entry is part 1 of 1 in the series شرح منظومه
  • غرر در اثبات علم حقتعالی به غیر
در این غرر دو مطلب را می‌خواهد اثبات کند. یکی اینکه حقتعالی عالم است به اشیا در مرتبه‌ی اشیاء و مطلب دوم اینکه عالم است به اشیا در مرتبه‌ی ذات.
علم به اشیا در مرتبه‌ی اشیا غیر از علم قبل از ایجاد است. چرا که علم قبل از ایجاد به این معناست که خود اشیا وجود ندارند اما علم بعد از ایجاد عین خود آنهاست.
در اینجا برهانی را از خواجه نصیر ذکر می‌کند بر اینکه علم خداوند به اشیا بعد از ایجاد آنها عین همان اشیاء است. خواجه نصیر در اشارات بعد از بیان نظر ابن سینا در مورد صور مرتسمه، آن را به شدّت رد کرده و بحث علم را بصورتی که شیخ اشراق مطرح کرده بیان می‌کنند.
بیان برهان:
ذات حقتعالی علّت است برای ذوات اشیاء
علم به علّت مستلزم علم به معلول است.
یعنی علم به ذات حقتعالی مستلزم علم به موجودات است.
علم به ذات حق عین ذاتش است. پس بنابر این، علم او به موجودات هم عین همان موجودات خارجی است. در غیر این صورت، صدور کثیر از واحد لازم می‌آید.
ملاصدرا این مطلب را قبول ندارد. اشکال ملاصدرا به خواجه وارد نیست، ملاهادی سبزواری هم تقریبا می‌گوید که ملاصدرا حرف خواجه نصیر را متوجّه نشد.حق این است که تقریر حاجی از برهان خواجه نصیر درست است اما برهان خواجه نصیر فی حد نفسه غلط است.
اشکالی که به خواجه نصیر وارد است این است که در گزاره‌ی اوّل علیّت و معلولیت حقیقی مطرح است. یکطرف، علّت، ذات خداوند است و از یک طرف معلول غیر ذات خداوند است و اینها غیر هم هستند.
امّا در گزاره‌ی دوّم که گفته شد علم به ذات، همان ذات است. پس موضوع دو گزاره یکی است. سوال پیش می‌آید که علم به اشیاء آیا در مقام ذات است یا خارج از ذات؟ اگر خارج از ذات باشد، این همان چیزی است که می‌خواهیم ثابت کنیم و نباید در مقدمات از آن استفاده کنیم. این مصادره به مطلوب است.
اگر هم منظور علم در مقام ذات باشد که این مطلبی نیست که ما می‌خواهیم اثبات کنیم.
نکته: علم خداوند عین نوریَت اوست و نوریتش عین قدرت او و بهمین صورت سایر صفات کمالیه خداوند.
نکته: نقل می‌کنند از عرفا که وجود حق را ذات خداوند می‌دانند. وجود مطلق (وجود منبسط) را فعل حق و وجود لابشرط مقسمی می‌دانند. تعینات این وجود مطلق، می‌شود وجودات مقیّده.
نکته: اگر نفس انسان قوّت بگیرد( بوسیله‌ی خواب یا شبیه به خواب یا قوت گرفتن واقعی) که نفس بشود جوهر قائم به ذات که تعلق به بدن نداشته باشد در این مرتبه علمش عین فعلش می‌شود. به هرچه توجه کند همان می‌شود.



Spam protection by WP Captcha-Free