Archive for the ‘Uncategorized’ Category

خوشم که آنگونه است که او می خواهد

همینکه انسان بداند آنچه که در حال اتفاق افتادن است، در حضور خداوند است و تحت تدبیر و برنامه ربزی او انجام می شود و خواسته خداوند این بوده که اینگونه اتفاق بیفتد انسان را آسوده و دلگرم می کند
گاهی بخاطر اینکه مسائل آنگونه که ما می خواهیم اتفاق نمی افتد، دلتنگ می شویم. ماندن را دوست داشتیم و رفتیم، رفتن را دوست داشتیم و ماندیم. گفتن را دوست داشتیم و مجبور به سکوت شدیم، سکوت را دوست داشتیم و به سخن آمدیم و …. اما اگر بدانیم که اینها همه در تدبیر آن دلدار مهربان است و مطابق آنچه او می خواهد، آرام می شویم و راضی.
چون او می خواست اینگونه شد پس بی تابی مکن و آرام بمان تا نتیجه ی زیبایش را با هم ببینیم

خدایا کمک کن که با تو باشیم و همیشه راضی به رضای تو

آداب زیارت. از بیانات استاد فاطمی نیا

نکته مهمی که در زیارت باید توجه داشت این است که هیچ شکی نداشته باشیم که حضرت به ما لطف و عنایت دارند.خیال نکنیم احدی از این بارگاه با شرافت و عظمت و خانه ولی خدا دست خالی برمی گردد. محبت و الطاف این بزرگواران حد و حصری ندارد. نهایت، بعضی می فهمند و بعضی نمی فهمند. نباید بگویی رفتم حرم و نشد! این نشدها بسیار خطرناک است. از کجا فهمیدی که مورد مرحمت واقع نشدی؟!

گفتم به کام وصلت خواهم رسید روزی   گفتا که نیک بنگر، شاید رسیده باشی

حضرت  آیت الله بهاءالدینی(قدس سره) که از علمای ربانی بودند و از ضریح مطهر امام هشتم(علیه السلام) جواب سلام می شنید و ایشان از مشایخ اجازه روایت بنده بودند روزی می فرمود : من با حضرت مزاحی کردم. دیدم مشهد خیلی شلوغ و پر ازدحام است، عرض کردم:آقا اینقدر در اطراف خود برای چه جمع کرده اید؟! ناگهان عالمی برایم منکشف شد، پرده برداشته شد، دیدم همه ی این افراد، مورد توجه و عنایت می باشند. حضرت به یکایک آنان لطف دارند! البته هرکس به تناسب ایمان و مرتبه خود بهره می برد و هیچکس محروم نیست.

نکته ها از گفته ها (ج1 ص 145)

الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه

 

وبلاگ شواهد که بنا است در آن مطالبی در مورد برخی آرای فلسفی و عرفانی ملاصدرا و دیگر حکمای مسلمان گفتگو شود راه اندازی شد. محور اصلی مباحث این وبلاگ، کتاب شواهد الربوبیه ملاصدرا می باشد.

shavahed.blogfa.com

 

انوار عبادات

یادگاری از سفر استاد فاطمی نیا به مشهد
عبادات و اعمال ما،‌ نماز های ما حتی اگر نمازی کم توجه باشد در درون ما نور ایجاد می کند. و این نور بسیار مهم است .
از یکی از عرفای بزرگ سوال کردند که آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی چطور به این مقامات رسید؟ فرموده بودند که ایشان انوار را جمع می کرد.
نکته ای که استاد اشاره فرمودند این است که ما انوار را خرج می کنیم. نماز می خوانیم، فردا صبح غیبت می کنیم، گناه می کنیم و با این کار آن انوار را از دست می دهیم. هر چه به دست می آوریم همان روز خرج می کنیم. مثل کسی است که می خواهد خانه بسازد.هر روز کار می کند دیواری را مقداری می سازد. شب که شد آنچه ساخته را خراب می کند. و فردا دوباره شروع می کند. این شخص هیچ وقت صاحب خانه نخواهد شد.
پس راز مطلب آن است که با همین اعمال به ظاهر اندک هم می شود به جایی رسید به شرط اینکه مراقب باشیم انوار آن را جمع کنیم و با گناه آن  را از دست ندهیم.

اعتراض مجید مجیدی به مطالبی که اخیرا توسط دکتر سروش در مورد قرآن و وحی مطرح شده است

سکوت در برابر جفای اندیشه‌ورزان دنیاطلب به پیامبر مهربانی جایز نیست

خالق فیلم سینمایی “آواز گنجشک‌ها” عصر امروز پس از گرفتن جایزه فیلم برگزیده انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان، با قرائت متنی به جسارت برخی به اصطلاح روشنفکران داخلی به مقام پیامبر مهربانی به شدت انتقاد و از تمام آنان که در مقابل این جفای بی‌نظیر سکوت کرده‌اند گله کرد.

 

هر دم از این باغ بری می رسد

شاید اگر لازم باشد بعدا بیشتر در مورد این مطلب صحبت کنیم.

 

“قرآن، انسانی و خطاپذیر است”

متن در سایت رسمی دکتر سروش

متن اصلی مصاحبه

متن انگلیسی ترجمه شده توسط نشریهZemZem

نقد دکتر عبدالله نصری؛ کدام استدلال؟ / مصاحبه دکتر سروش با روزنامه کارگزاران و پاسخ

 نقد استاد بهاء الدین خرمشاهی

 نقد آیت‏الله سبحانی

موفق ترین خودکشی

خود کشی کردن به معنای از بین بردن حیات این بدن مادی خود کشی نیست. خارج کردن امکان خود کشی از اراده ی خود است. یعنی اگر من تا قبل از اینکه این بدن را از بین ببرم اراده ای داشتم که خودم را بکشم، از آن به بعد حتی اجازه خود کشی را هم ندارم و معلوم هم نیست که چه به سر انسان می آید. مطابق ادیان الهی از آن لحظه به بعد عذاب آغاز می شود و مطابق عقاید غیر الهی هم نا معلوم است و همه فرضیه.

پس بهترین خود کشی چیست؟

از خود رها شدن و خود را فراموش کردن و از عشق خدا لبریز شدن بهترین خود کشی است. ای کاش که بتوانیم خود کشی کنیم.

پاسخ به مادامین: خود کشی اول خود کشی اصطلاحی عوام است که حرام است و طبعا مطابق ادیان الهی پس از آن عذاب آغاز می شود و در آن عذاب دیگر حتی امکان خود کشی برای رهایی از آن عذاب هم نداریم. اما خود کشی واقعی خود کشی ای است که بعدی نداشته باشد. یعنی اینطور نباشد که بعدش عذاب یا راحتی مطرح باشد. بلکه اصلا بعد ندارد. این همان از خود رها شدن و به او پیوستن است.

نخست دیده طلب کن

چه سریع انسان تنبل میشه در رابطه با خدای خودش. چه غافلانه نشسته ایم و چه در خیال. دعا کنید که به راه بیام. هممون به راه بیاییم. حالا این شعر باشه اینجا. تا بعد

 نخست‌ ديده‌ طلب‌ كن‌، پس‌ آنگهي‌ ديدار      از آنكه‌ يار كند جلوه‌ بر اُولو الابصار

 ترا كه‌ ديده‌ نباشد كجا تواني‌ ديد    به‌ گاه‌ عرض‌ تجلّي‌ جمال‌ چهرة‌ يار

 اگر چه‌ جملة‌ پرتو، فروغ‌ حُسن‌ وي‌ است‌   ولي‌ چو ديده‌ نباشد كجا شود نَظّار

 ترا كه‌ ديده‌ نباشد چه‌ حاصل‌ از شاهد   ترا كه‌ گوش‌ نباشد چه‌ سود از گفتار

 ترا كه‌ ديده‌ بود پر غبار ، نتواني‌   صفاي‌ چهرة‌ او ديد با وجود غبار

 اگر چه‌ آينه‌ داري‌ براي‌ حسن‌ رخش‌   ولي‌ چه‌ سود كه‌ داري‌ هميشه‌ آينه‌ تار

 بيا به‌ صيقل‌ توحيد، آينه‌ بزداي‌   غبار شرك‌، كه‌ تا پاك‌ گردد از زنگار

 اگر نگار تو آئينه‌اي‌ طلب‌ دارد   روان‌ تو ديدة‌ دل‌ را به‌ پيش‌ او مي‌دار

 جمال‌ حسن‌ ترا صد هزار زيب‌ افزود    از آنكه‌ حسن‌ ترا  مغربي‌  است‌ آينه‌ دار

کتاب الله شناسی – به نقل از ديوان‌ شمس‌ مغربی

هر انسانی باید موضع صریح داشته باشد وگرنه…

مقدمه اول:

  • در عاشورا انسان بلاتکلیف به درد امام حسین نخورد
  • در عاشورا انسانی که هنوز نمی دانست چکار باید بکند ومیبایست کمی فکر ميكرد به درد نخورد
  • در عاشورا انسانی که بي طرف بود به درد نخورد. بر بي طرف حكم دشمن بار شد و دشمن ناميده شد و دشمن بود چون راضي شد كه بنشيند و هيچ كار نكند.
  • در کربلا هرکه شک کرد و تردید کرد و مهلتی خواست تا کمی فکر کند در لشکر دشمنان امام حسین قرار گرفت چه آن روز همه دشمن بودند جز آنها که صریحا موضع خود را دفاع از حسین اعلام کردند و شک نکردند!!!

مقدمه دوم:  کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

نتیجه: اگر موضع صریح در دفاع از دین و ولایت نداشته باشیم، خواه ناخواه در صف دشمنان قرار خواهیم گرفت و دینداریمان نه اینکه  معلوم نباشد منتج است یا نه بلکه صریحا معلوم است که چنین دینداری منتج نیست! و عاقبت به خيري ندارد.

در کربلا حتی پیرمردانی که بر بالای تپه نشستند و ازخداوند خواستند که یاری خود را بر حسین نازل کند به درد نخوردند چون اگر صادق بودند با جان و دل و صریح به میدان می رفتند و همينكه نرفتند يعني بطور ضمني رضايت دادند بر آنچه كه مي گذشت

حقیقت دنیا

دو حدیث از امام حسین علیه السلام

بندگان خدا! از خدا بترسيد و از دنيا برحذر باشيد كه اگر بنا بود همه دنيا به يك نفر داده شود و يا يك فرد بری  هميشه در دنيا بماند، پيامبران بری  بقا سزاوارتر بودند و جلب خشنودی  آنان بهتر و چنين حكمی  خوش آيندتر بود، ولی  هرگز! زيرا خداوند دنيا را بری  فانی  شدن خلق نموده كه تازه هايش كهنه و نعمت هايش زايل خواهد شد و سرور و شادی اش به غم و اندوه مبدّل خواهد گرديد، منزلی  پست و خانه ی  موقّت است، پس بری  آخرت خود توشه ی  برگيريد.
و بهترين توشه آخرت تقواست، از خدا بترسيد، باشد كه رستگار شويد.

*****

بدانيد كه دنيا شيرينی  و تلخی اش رؤيايی  بيش نيست، و آگاهی  و بيداری  واقعی  در آخرت است.

*****

  

http://www.aviny.com